پیروزی بزرگ در عراق

قول داده بودم که در مورد شکل‌گیری ساختار جدید دولت در عراق گزارشی بنویسم، آنچه در ظرف کمتر از دو هفته در این کشور روی داد، موضوع کوچکی نبود و در گزارشی از 10 پیروزی بزرگ ایران بر امریکا در منطقه به آن اشاره داشتم.

با این حال، به‌ نظر می‌رسد که در حوزه رسانه‌ ای کشور نیز چندان به این مساله پرداخته نشده و اگر احیاناً رسانه‌های غربی در این مورد گزارشی، خبری و یا تحلیلی منتشر می‌کردند، رسانه‌های داخلی ما نیز فی‌الفور در این مورد وارد شده و دست به انتشار گزارش‌های متعدد می‌زدند. اینجا یک مثال برای شما می‌آورم تا متوجه شوید که اوضاع دقیقاً از چه قرار است. پیروزی ایران علیه امریکا در دادگاه لاهه را اگر خبرگزاری‌های خارجی، به‌ویژه رسانه‌های متعدد امریکایی مخالف ترامپ، گزارش نمی‌کردند، محال ممکن بود ما می‌دانستیم که واقعیت چیست.

در مورد عراق هم علی‌القاعده در کشور ما هنوز بسیاری نفهمیده‌اند که ما چه پیروزی بزرگی به دست آورده‌ایم و این پیروزی چه ابعاد و چه دستاوردهایی دارد. آنچه در این مختصر می‌آید، تقریبا، اندکی از آن چیزی است که می‌شود در مورد آن نوشت. عراق، کشوری با بیش از 530 هزار کیلومتر مربع مساحت، تقریبا بیشتر مرزهای غربی کشور ما را به خود اختصاص داده است، نیازی به توضیح در مورد ویژگی‌ها، تاریخ، فرهنگ و موقعیت عراق نیست، اما ذکر چند نکته صرفا جهت یادآوری لازم است. عراق از زمان شکل‌گیری بعثی‌ها و ملی‌گراهای عرب، مهمترین رقیب و دشمن منطقه‌ای ایران به‌ شمار می‌رفت، علاوه بر ربع قرن رقابت در رژیم پهلوی، هشت سال جنگ در دوران جمهوری اسلامی از مهمترین عایدات همسایگی ما با این کشور بوده است. امروزه کمتر کشوری را می‌توانید با این ابعاد دشمنی تاریخی سراغ داشته باشید که دارای روابط حسنه باشند.

دلیل این روابط خوب، خود ریشه در تاریخ، فرهنگ و مشترکات مردم دو کشور دارد. عراق از اکثریتی شیعه، اقلیتی کرد در شمال و شمال غرب و اقلیتی اهل سنت در مرکز و بیابان‌های غربی تشکیل شده است. عراق امروز، بخشی از هویت تاریخی ایران را در خود جای داده، چرا که بغداد (بغ‌داد، باغ داد) را منصور عباسی با سنگ‌های شهر تیسفون ساخت. تیسفون به مدت 600 سال در دوره‌های اشکانی و ساسانی پایتخت ایران به شمار رفته و تا پیش از ظهور بعثی‌ها در عراق، زبان فارسی هنوز هم در گوشه و کنار این کشور مورد استفاده بود. قرار نیست در این چند خط، درس تاریخ بدهیم، اما برای نشان دادن اهمیت عراق در نزد ایرانیان ضرورتی بسیار دارد. با این حال، پس از پایان جنگ هشت ساله تحمیلی، با وجود حضور رژیم بعث در این کشور، مردم عراق نمی‌توانستند دوستی خود را نسبت به ایرانی‌ها ابراز کنند، کما اینکه جنگ تازه به پایان رسیده بود.

حمله امریکا به عراق، هر چند بسیاری از امریکایی‌ها بر این عقیده‌اند که این سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی ایرانی بودند که در یک جنگ کثیف اطلاعاتی باعث ورود ارتش این کشور به عراق شدند تا دشمن تاریخی مردم ایران به دست بزرگترین حامی غربی آن از بین برود، اما هر چه بود در سال 2003، همانگونه که وزیر خارجه سابق سعودی، یعنی سعود الفیصل گفته بود، امریکا، عراق را در سینی زر، تحویل ایران داد. هر چه کنکاش کردم که بتوان واژه یا اصطلاح بهتری برای این خوش‌ خدمتی امریکایی‌ها به کشورمان پیدا کنم، واقعا عاجز بودم. این خدمت بزرگ امریکایی‌ها را باید مدیون هوش بالا، برنامه‌ریزی موفق و آینده‌ نگری دقیق ایرانی‌ها دانست، چرا که آنهایی که می‌دانند، می‌دانند که چگونه ایران بدون شلیک حتی یک فشنگ، توانست رژیم بعث عراق را سرنگون کند و زمان امور را آرام آرام به دست بگیرد.

اهمیت عراق برای ایران، آن اندازه بود که برای باز کردن یک جای پای محکم، حتی نیروهای سیاسی آینده این کشور را ما نیز سال‌ها آموزش دولت‌داری داده بودیم، حتی ساختار نظامی و امنیتی عراق را هم پیش از حمله امریکا به این کشور در تهران آماده کرده بودند تا دشمنان نتوانند به سادگی در این کشور جولان دهند. آنچه از زمان اشغال عراق در سال 2003 تا زمان خروج نظامیان امریکایی از این کشور گذشت، خود داستانی مفصل‌ دارد، اما در غرب و کشورهای عربی همه به خوبی می‌دانستند که با باز شدن پای ایران به عراق، دیگر شکست دادن تهران در هر نبردی، اگر غیرممکن نباشد، بسیار سخت است. ایرانی‌ها با بهره گرفتن از ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود و دوستان عراقی‌شان یک شالوده جدید را بنیان گذاشتند که بر اساس آن، عراق و ایران باید در برابر دشمنان هوای همدیگر را داشته باشند.

واقعیت این است که امریکایی‌ها پس از اشغال نظامی عراق اصلا تمایلی به خروج از این کشور نداشتند، چرا که دو طرح ویژه را در سر می‌پروراندند و آن هم حمله به ایران و سوریه از غرب و شرق عراق بود. در اندیشه طراحان امریکایی و انگلیسی، عراقی‌ها به دلیل هشت سال جنگ و دشمنی چند دهه‌ای با ایرانی‌ها از ظرفیت و پتانسیل بسیار بالایی برای همراهی با ارتش‌های اشغالگر برای حمله به مرزهای غربی و شروع یک جنگ جدید با ایران برخوردار بودند. این فکر البته در مورد سوری‌ها بسیار صریح‌تر گفته می‌شد و آنها با اعتماد به دشمنی حزب بعث عراق و سوریه و همچنین حمایت‌های سوریه از ایران در طول جنگ هشت ساله، بر این باور بودند که می‌شود سوریه را زودتر از ایران به اطاعت وادار کرد. این موضوع در سفر کالین پاول وزیر امورخارجه وقت امریکا به دمشق که سرمست از اشغال بغداد بود و دیدارش با بشار اسد به صراحت گفته شد.

اما موضوع به همین سادگی نبود، ایرانی‌ها همانگونه که پیش‌تر گفته شد، برای عراق برنامه‌ای بسیار مهم و مدون در نظر گرفته بودند. این برنامه خیلی پیش‌تر از زمانی که نمایندگان وزارت دفاع و سازمان جاسوسی این کشور در اربیل به صورت غیرمستقیم با ایرانی‌ها برای ورود به عراق در حال رایزنی بودند، طراحی شده بود. جریان‌های سیاسی قدرتمند و مردمی عراق که در طول دهه‌های گذشته توسط رژیم بعث حاکم به بدترین شکل ممکن مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، همه مقیم ایران بودند، سپاه بدر تقریبا یک یگان مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شمار می‌رفت و در طول جنگ تحمیلی صدها شهید در راه دفاع از ایران داده بود، حتی اهل سنت مخالف رژیم بعث نیز همکاری‌های مخفی با ایران داشتند و در اقلیم شمال نیز با وجود نفاق ملامسعود بارزانی و دیدارهای مخفیانه مکررش از بغداد و خیانت‌هایش به کردها، روابط خوب و حسنه‌ای با ایران برقرار بود.

امریکایی‌ها پس از اشغال عراق بارها و بارها تلاش کردند میزان واکنش ایران به تحرکات نظامی خود را آزمایش کنند و هر بار، با پاسخ محکم و قوی ایران مواجه شدند. امریکایی‌ها که حتی از اشغال فاو و ام‌القصر در زمان یورش به عراق عاجز بودند و اگر نبود همکاری ..... حالا می‌خواستند همسایه قدرتمند و آماده عراق را به چالش بکشند. بارها و بارها یگان‌های زمینی ارتش امریکا راهی مرزهای مشترک شد و در یک نوبت، ایران با گسیل واحدهای توپخانه‌ای خود که مجهز به گلوله‌های هوشمند بصیر و واحدهای ضد زره راهی مرز فکه کرد تا اشغالگر آن سوی مرز بداند که ایران جدی است، بارها و بارها بالگردهای امریکایی در نقاط مرزی، وارد حریم هوایی ایران شدند و در یک نوبت ایران برای هشداری جدی، یک اسکادران 14 فروندی اف 14 را از شمال غربی به سمت خلیج‌ فارس به پرواز درآورد تا میزان آمادگی خود را به دشمن نشان دهد، در طول این دوره، چند رزمایش مهم و بزرگ درغرب و جنوب غرب کشور برگزار و تجمیع نیروی مهمی صورت گرفت... اما اقدام اصلی در خود عراق صورت گرفت.

در حالی که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، انقلابیون آگاه به ویژه رهبر انقلاب مانع از انحلال ارتش شده بودند (هر چند با فرار و اعدام بسیاری از فرماندهان شیرازه ارتش عملا از هم پاشید) در عراق، حاکم نظامی وقت امریکایی این کشور دستور انحلال ارتش بعث را داد و این را برخی بزرگ‌ترین هدیه و دستاورد ایران و دوستان عراقی‌ اش قلمداد می‌کردند، چرا که انحلال این ارتش علاوه بر آنکه یک موهبت برای ایران و مردم زجرکشیده عراق بود، دو ضرر بزرگ برای امریکایی‌ها داشت که بعدها متوجه آن شدند. نخست آنکه امریکایی‌ها برای ایجاد یک ارتش جدید باید هزینه زیادی متقبل شده و نمی‌توانستند اهداف خود در حمله به ایران و سوریه را برآورده کنند و ضرر بزرگ‌ تر هنگامی روی داد که بسیاری از افسران بعثی ارتش صدام و سازمان استخبارات قدرتمند رژیم بعث، با تشکیل گروه‌های ضد آمریکایی، عملا یک جنگ داخلی گسترده را به اشغالگران شروع کردند.

جیش السنه، دولت اسلامی عراق، گروهک نقشبنیدیه و جیش المجاهدین از جمله گروه‌های مسلحی بودند که با دسترسی و اطلاع از انبارهای سلاح و همچنین آموزش نظامی کافی برای سال‌ها در استان الانبار، صلاح‌الدین، بغداد و موصل با امریکایی‌ها جنگی دامنه‌ دار را شروع کردند، در جبهه دیگر نیز گروه‌های شیعی مخالف اشغالگری امریکا وارد عمل شدند تا جایی که عملا عراق به باتلاقی عمیق برای اشغالگران تبدیل شد و کم‌کم اندیشه حمله به ایران، به التماس به مقامات تهران برای مذاکره جهت برون رفت از این بحران تبدیل شد. اینجا بود که ایران یک پیروزی دیگر را پس از راضی کردن امریکا برای اشغال عراق، انحلال ارتش بعث، ورود دوستان ایران به ساختار قدرت و درگیر کردن امریکا به یک جنگ ویرانگر، به دست آورد.

ادامه دارد ...


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما