پیرامون پیشنهاد مذاکره ترامپ

پیشنهاد مذاکره رئیس‌جمهور امریکا با همتای ایرانی خود در داخل کشور با بازخوردهای متفاوتی مواجه شد. تقریبا همه با این پیشنهاد بیش از آنکه از دریچه منافع ملی نگاه کنند، با نگاه حزبی و گروهی به آن نگریستند. عده‌ای هم که خود را میان دو جریان عمده سیاسی کشور تعریف

می‌کنند سعی کردند یکی به میخ بزنند و یکی به نعل، فقط مانده این وسط که واقعا تکلیف منافع ملی کشور چه می‌شود؟ آیا اصولا در کشور کسی به حرف این جماعت اصلاح‌طلب، اصولگرا و اعتدالی گوش فرا می‌دهد یا اینکه حرف‌ها و مواضع می‌تواند اثری در نگاه و تصمیم‌ کلی اتاق فکر کشور داشته باشد؟ گره کور در نگاه ما به کلیات کشور، بیش از آنکه از دریچه منافع ملی باشد، از پنجره منافع حزبی و گروهی می‌گذرد و به عبارت دیگر، شعار ما را در خود غرق کرده است.

پس از اعلام موضع دونالد ترامپ، بخشی از جریان اصلاح‌طلب‌ با احتیاط خواستار برسی پیشنهاد ترامپ با تاکید بر این مساله شدند که به او نباید اعتماد کرد، همین مساله باعث شد تا اصولگراها به جای پرداختن به اصل پیشنهاد رئیس‌جمهور امریکا، اصلاح‌طلبان را مورد حمله قرار دهند. اعتدالیون هم که طبق معمول در تاریکی نشسته و روشنایی را می‌پائیدند که در لحظه مناسب از آب گل‌آلود ماهیگری کنند، به همین علت هم پس از پیشنهاد ترامپ هیچ یک از دولتی‌ها صدایش در این مورد در نیامد. با این حال به‌نظر می‌رسد که در جریان فعلی آنچه بیش از همه اهمیت دارد، رسیدن به یک فکر واحد در این مورد است، باید اول سوال کرد چرا ترامپ به این نتیجه رسیده که به طرف ایرانی پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط را می‌دهد؟ آیا شروط 12 گانه وزیر خارجه و حتی خودش را فراموش کرده بود یا آنکه خبرهایی وجود دارد که ما از آن بی‌خبریم.

نکته اصلی ماجرا اینجا است که ترامپ بیش و پیش از آنکه یک سیاستمدارِ آشنا به زدوبندهای امنیتی و سیاسی باشد، می‌خواهد همه چیز را بر طبق اصول خود پیش ببرد. برخی می‌گویند که ترامپ رفتاری شبیه کره شمالی با ایران در پیش گرفته است، اما واقعیت این است که ایران هیچ وقت رفتاری شبیه کره شمالی نداشت، در این کلاس نبود و نیست، مستقل است و قدرتش فراتر از موشک و بمب هیدروژنی است که کره‌ای‌ها با آزمایش آن با ترامپ سر میز مذاکره نشستند. برخی دیگر می‌گویند آشفته شدن بازار ایران و به هم ریختگی اقتصادی کشور را ترامپ بهترین فرصت برای پیشنهاد مذاکره با ایران برشمرده و می‌خواهد با این حرف‌ها به طرف ایرانی گوشزد کند که حرف‌های او می‌تواند بر بازار ایران اثرگذار باشد.

شخصا بر این باور هستم که پس از تهدیدهای چند ماه گذشته ترامپ و درخواست‌های غیرقابل اجرای وزیر خارجه‌اش، پیام‌هایی به ترامپ رسیده و طرح‌هایی به گوش او خورده است که طرف را وادار به تجدیدنظر در رفتارش کرده است، نه تهدیدات رئیس‌جمهور ایران، نه آشفته بازار اقتصاد و نه عامل دیگری ترامپ را وادار به این موضع‌گیری نکرده است. حمله به فرودگاه ابوظبی، انهدام شناور بسیار پیشرفته سعودی در دریای سرخ که به پیشرفته‌ترین تجهیزات و سامانه‌های پدافندی مجهز بود به همراه درز خبرهایی مبنی بر احتمال حمله تلافی‌جویانه رزمندگان عراقی به پایگاه‌ها و مراکز امریکا در عراق رئیس جمهور امریکا را وادار به تجدیدنظر در رفتارش کرده است. چندی پیش اشاره کردم که ایران انتقام سختی خواهد گرفت، به ترامپ یادآوری شده که ممانعت از صادرات نفت ایران، یعنی اعلان جنگ و البته این ایران نیست که جنگ را کلید خواهد زد...

این پیام‌ها در حالی در طول روزها و هفته‌های گذشته رد و بدل شده، که امریکایی‌ها اطلاعات بسیار دقیقی از دقیق‌تر شدن موشک‌های یمنی‌ها و همچنین قدرت بی‌نظیر یگان پهبادی و پدافندی ارتش و کمیته‌های مردمی این کشور دریافت کرده‌اند. در این رابطه، یمنی‌ها برای انهدام ناو عربستانی از موشک‌های جدیدی استفاده کرده‌اند که معادله را در سطح دریای سرخ تغییر خواهد داد.

از این‌رو، درخواست مذاکره ترامپ برای مقابله با تهدیدهای ایران است که هر لحظه ممکن است در نقطه‌ای جامه عمل به خود بپوشاند. فارغ از همه مسائل مطرح شده، ترامپ هر فکری که پیش خود کرده و با هر دلیلی که او را وادار به چنین درخواستی کرده باشد، ما باید چند نکته را مدنظر داشته باشیم: مذاکره با ترامپ در شرایط فعلی به هیچ عنوان مورد قبول نیست جز اینکه او از توهین‌ها و رفتارهایی که در طول 18ماه گذشته در قبال ملت ایران از خود بروز داده عذرخواهی کند و دیگر آنکه یک بار دیگر پایبندی خود به برجام را اعلام کند که به‌نظر هیچکدام یک از این کارها را نخواهد کرد.
البته ترامپ و اطرافیانش فکر می‌کردندو انتظار داشتند که بلافاصله پس از اعلام آمادگی برای مذاکره با ایران، مقامات ایرانی هروله کنان به سمت شان بروند، اما این اتفاق نیفتاد. این مساله به‌نظر می‌رسد که خیلی برای کاخ سفید سخت و سنگین بوده است. این موضوع نشان از آن دارد که امریکایی‌ها همانگونه که بارها پیش از این هم تاکید داشتیم، هنوز مردم ایران و مقامات حکومتی ایران را نشناخته‌اند که اگر چنین بود، نه از برجام خارج می‌شدند و نه آنکه امروز پیشنهاد مذاکره می‌دادند. واقعیت آن است که در تهران نه تنها کسی از این درخواست ترامپ استقبال شایانی نکرد، بلکه وزیر امور خارجه به صورت خیلی گذرا به آن اشاره‌ای داشت... امریکا خیلی مانده تا عمق سیاست و رفتار مقامات ایرانی را بشناسد.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما