وقتی تک‌تیرانداز می‌ترسد!!

سخنان رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در مورد حادثه تروریستی اهواز را باید کم و بیش همه خوانده باشند، سخنانی که خواندن هر کلمه آن زجرآور، سخت و طاقت‌فرسا است. حرف‌های حشمت‌الله فلاحت‌پیشه بدون روتوش و صریح بود، مواضعی که من شک دارم

که رئیس پیشین این کمیسیون می‌توانست آن را به این صراحت و شفافیت اعلام کند. البته یکی از دلایل این صراحت در کلام فلاحت‌پیشه را می‌توان در دلِ پردردِ او و یا همه کسانی که فیلم گرفته شده توسط دوربین ارتش را دیده‌اند، پیگیری کرد. آنها از این دیدن این صحنه‌ها شوکه شده‌اند که چگونه چهار تروریست در حالی که در برد و دید تک‌تیراندازان حاضر در میدان بوده‌اند به مردم تیر خلاص می‌زده‌اند و آنها نیز جرات شلیک به تروریست‌ها را نداشته‌اند.

از صبح که این مصاحبه را خوانده‌ام، اعصابم خورد است، بعد از حادثه اهواز اصلا دست و دلم به نوشتن هم زیاد نرفت و کلا کم حوصله شدم، دلیلش هم مشخص است، برخی از موارد را فلاحت‌پیشه گفت و بسیاری از مطالب را هم نگفته است. به هر حال او رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است و از بسیاری از مسائل پشت پرده آگاه بوده و می‌داند که اوضاع از چه قرار است. وقتی عده‌ای گفتند که امنیت میدان رژه تامین نشده و حفاظت به صورت کامل نبوده، شک کردم. حتی در ابتدایی‌ترین و دور افتاده‌ترین مناطق و حتی دهات ما هم وقتی بخواهند مراسمی برگزار کنند، موارد امنیتی را در نظر می‌گیرند. موضوع اصلی در اینجا، ترس نیروی تک تیرانداز از فرمانده‌اش بوده که مبادا بعد از شلیک مورد توبیخ قرار بگیرد!!

اینجاست که آدم دیگر دردش می‌گیرد و واقعا نمی‌داند چه بگوید. خدا را شکر نیروهای ویژه که در کشور ما معنی خاصی ندارند، طرف چراغ رو با چسپ برق می‌بنده رو ام‌پی5، یه عینک، زانوبند، جلیقه ضدگلوله، رددات که نداره هیچ، حتی سیستم ارتباطی صحیحی هم با فرمانده خودش نداره. در این جور موارد تصمیم‌گیری در کمتر از 10ثانیه باید صورت بگیرد، نه 12 دقیقه. این مشکل از تک‌تیرانداز نیست از آموزشی است که به او داده‌اند. سیستم به او آموزش داده تا نگفتم، شلیک نکن و این شلیک نکن مانند پتک در سرش فرو رفته و نمی‌داند چه باید کند، می‌ترسد که فرداروز برایش پرونده درست کنند، دردسرش دهند و هزار و یک مشکل دیگر. این دوستان متعدد ما که در همین فضای تلگرام در کانال‌های نظامی در حال فعالیت هستند هر روزه تصاویری از نیروهای ویژه کشورهای مختلف منتشر می‌کنند تا عیار ما مشخص شود که اصولا کجا قرار داریم.

نیروی ویژه‌ای که با کلاش‌های چینی، دراگانوف عهد بوق روسی و ژ3 و ام‌پی5 کاستوم‌نشده و همه موارد نداشته‌ای که در بالا از آن نام برده شد، بخواهد وارد میدان نبرد با هر عنصر تروریستی شود، از همان ابتدا شکست خورده است. بارها شده که تصاویر تمرین‌ نیروهای نوهد را دیده‌ام و دلم به حال‌شان سوخته که اینها چه گناهی کرده‌اند؟ واقعا فرمانده ارشد از آنها انتظار چه شق‌القمری را دارد. نمی‌دانم کجا می‌خواندم که نیروهای ویژه روسی که در چند شاخه و شعبه خدمت می‌کنند روزانه تمرین تیراندازی دارند، تجهیزات آنها را که می‌بینی، تازه متوجه می‌شویم که تجهیزات نیروهای ویژه ما به اندازه تجهیزات نیروهای عادی آنها هم نیست، نیروهای ویژه که پیشکش. ای کاش مجلس می‌آمد و در مورد ضرورت تجهیز نیروهای ویژه در کشور مصوبه‌ای می‌داد، شاید در خود نیروهای مسلح کسی به این مسائل زیاد توجه نداشته باشد و حتی آن را خطرناک هم تلقی کنند.

حادثه اهواز نشان داد که ما همچنان نمی‌توانیم مدیریت صحیحی بر حوادث داشته باشیم، از زلزله بگیر تا سیل و اینگونه حوادث. نباید شک کرد که فرمانده مستقیم آن تک‌تیرانداز هم از فرمانده مافوق خودش بابت هر گونه توبیخ می‌ترسیده است. این یک تجربه تلخ، بد و آزاردهنده بود که باید از آن درس‌های بسیاری گرفت. باید وسایل ارتباطی برای تصمیم‌گیری سریع در اختیار نیروها گذاشته شود تا تعللی صورت نگیرد. همین سه روز پیش در رژه آبادان محافظان شخصیت‌ها که با مسلسل‌دستی سبک حاضر شده بودند، مشخص بود که هیچ آموزش ویژه‌ای ندیده‌اند. نکته جالب اما اینجاست که ما خودمان نیروهای ویژه حزب‌الله لبنان را آموزش دادیم که دهن صهیونیست‌ها و تروریست‌ها را سرویس کردند، اما الان از آموزش صحیح و دقیق واحدهای مورد نیازمان عاجز هستیم. همانگونه که فلاحت‌پیشه گفته، باید این حادثه با تمام ابعاد بررسی و از نتایج آن خروجی برای حوادث آینده گرفته شود تا خدایی ناکرده تروریست‌ها بار دیگر دست به چنین حماقتی نزنند.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما