هم‌ قسم شدن لیبرال‌ها برای برکناری بن سلمان

ماجرای مرگ جمال خاشقجی هنوز هم گرم است و چهارمین هفته خود را هم پشت سر گذاشت و با این حال هنوز نه آمر معرفی شد، نه قاتل و نه جنازه او به دست آمد. بسیاری بر این باور هستند که جنازه را پس از قطعه‌قطعه کردن با اره

مخصوصی که از ریاض تیم ترور با خود آورده بود، در چمدان دیپلماتیک گذاشته و برای مشاهده ولیعهد خونخوار به این کشور برده‌اند. این سه موضوع باعث شده تا به زعم بسیاری، موضوع مرگ خاشقجی به این سادگی به پایان نرسد. در این میان دو طرف هستند که در این مورد سکوت نکرده‌اند، یکی مقامات ترکیه‌ای بوده که هنوز هم همه حرف‌هایشان را نزده‌اند و دیگری لیبرال‌ها و نئولیبرال‌های امریکایی هستند که می‌خواهند به هر شکل ممکن امپراتوری تجاری و مافیای سیاسی ترامپ را به هر شکل ممکن منهدم کنند.

ترک‌ها که طی دو روز گذشته میزبان دادستان کل سعودی بودند و پس از چند دور دیدار نزدیک بالاخره گفتند که از این ملاقات راضی هستند، اما همچنان سوالات بسیاری از سران ریاض دارند، به ویژه اینکه آنها آن اندازه از نقش داشتن ولیعهد این کشور در این قتل مطمئن هستند که بدون لکنت صحبت می‌کنند. این اطمینان را آنها بدون هیچ شک و تردیدی از طریق طرف‌های بسیاری به گوش امریکایی‌های مخالف ترامپ که یک امپراتوری بزرگ رسانه‌ای هم در اختیار دارند، رسیده تا آنها با قدرت بیشتری در این مورد قلم بزنند. اظهارنظرهای متفاوتی که در طول چند روز گذشته و پس از سفر مدیر سازمان جاسوسی امریکا به آنکارا در سطح رسانه‌های امریکایی صورت گرفت، بیانگر آن است که در واشنگتن نقش بن سلمان برای همه آشکار شده و حمایت از او می‌تواند تبعات بسیاری برای ترامپ داشته باشد.

اما اصرار رئیس‌جمهور امریکا بر حمایت از بن سلمان و دامادش، باعث شد تا مشاور امنیت ملی باراک اوباما یادداشتی برای نیویورک تایمز بنویسد و یکی از صریح‌ترین و تندترین انتقادات را مطرح کرده و به صورت شفاف خواستار رفتن بن سلمان از عرصه قدرت شود. سوزان رایس هر چند از جایگاه منافع ملی امریکا این حرف را مطرح می‌کند، اما او می‌داند که رفتن بن سلمان یعنی تضعیف خانواده ترامپ و باز شدن مسیر برای طرح اتهامات بسیار شدیدتری علیه او. او می‌داند که اگر بن سلمان از حمایت کاخ سفید محروم شد ممکن است حرف‌هایی بزند که برای ترامپ گران تمام شود و این سرنخ را به دست مخالفان رئیس‌جمهور خواهد داد تا به اسرار بیشتری دست پیدا کنند و از پشت پرده‌های مهمتری خبردار شوند. او حتی بن سلمان را عامل تحریک امریکا علیه ایران می‌داند و می‌گوید وجود چنین فردی به ضرر منافع ملی امریکا است.

باید گفت که سوزان رایس به نمایندگی از همه لیبرال‌ها و نئولیبرال‌های امریکایی در برابر رژیم سعودی موضع‌گیری کرده است؛ او می‌نویسد: « ولیعهد عربستان نخست وزیر لبنان را ربود و این اقدام را انکار کرد. او یک محاصره تمام و کمال و کینه توزانه علیه قطر، یکی دیگر از شرکای مهم آمریکا اعمال و تلاش کرده تا واشنگتن را به درگیری با ایران تحریک کند. محمد بن سلمان که خاطرش با دو توییت انتقادی نه چندان تند از سوی وزیر امور خارجه کانادا آزرده شد، فورا روابط دیپلماتیک کشورش با اتاوا را کاهش داد، ۷۰۰۰ دانشجوی سعودی را از دانشگاه‌های کانادایی بیرون کشید و ارتباطات تجاری و حمل و نقلی را محدود کرد. آنطور که از این اقدامات پیداست محمد بن سلمان دیگر شریک قابل اعتماد و منطقی آمریکا نیست و نمی‌تواند باشد.»

رایس یک آینده‌ نگری دیگری هم می‌کند و به جامعه امریکاه هشدار می‌دهد که با این ترکیب رهبری در عربستان، امریکا هم به پرتگاه می‌رود: « متاسفانه، به نظر می‌رسد ملک سلمان نمی‌خواهد یا نمی‌تواند پسر سرکشش را کنترل و مهار کند. از آنجایی که منتقدان وادار به اطاعت و مخالفان کنار گذاشته شده‌اند، هیچ جایگزین قطعی و مشخصی برای رهبری عاقلانه و مسؤولانه عربستان وجود ندارد. در چنین شرایطی ما باید خود را برای عربستانی که در آینده بی‌ثبات‌تر خواهد بود و حکومت در آن دشوارتر است، آماده کنیم. در این سناریو خطرات سنگینی برای امنیت و منافع اقتصادی آمریکا وجود خواهد داشت. آمریکا با هدایت سکان کشتی خود به سمت ولیعهد سعودی، مرتکب اشتباه شد اما اگر به این روند ادامه دهیم کاری به مراتب احمقانه‌تر انجام داده‌ایم.»
به این نکته توجه داشته باشید که هدف سوزان رایس از این نوشته، دفاع از منافع کشورش است. در دوره اوباما سلمان پادشاه شد و بن سلمان هم برکشیده شد، یعنی تا اینجای کار امریکایی‌ها مخالفتی با حضور این خانواده نداشتند اما مساله جایی بیخ و بن پیدا کرد که پول‌های بن‌سلمان باعث ریشه‌دار شدن تفکر افرادی مانند ترامپ در امریکا می‌شود که خودش به اندازه کافی پول دارد، اما اگر بتواند از این گرداب با موفقیت عبور کند، ریشه لیبرال‌ها و نئولیبرال‌هایی را باورهای بسیار متفاوتی در حوزه تفکری و رفتاری با ترامپ دارند خشک کند. از این‌رو است که او دست به قلم می‌شود تا حرف نهایی را بزند. این یک پیام بسیار مهم برای افکار عمومی امریکا، تنها شش روز پیش از انتخابات مهم ششم نوامبر است. ترامپ و به شکلی دیگر، جمهوری‌خواهان حامی او ناچار هستند که به این موضع‌گیری صریح توجه داشته باشند.

برای آنهایی که می‌خواهند در مورد انتخابات ششم نوامبر بیشتر بدانند باید عرض کنم که در این انتخابات همه ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۴ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنای ایالات متحده برگزیده خواهند شد. ۳۹ فرماندارایالتی و منطقه‌ای و تعداد زیادی از انتخابات دولتی و محلی نیز برگزار می‌گردد. بنابراین حرف‌ها و مواضع اتخاذ شده توسط تیم سابق کاخ سفید که ترامپ رویاهای همه آنها را بر باد داده، در طول روزهای آینده بیشتر خواهد شد. در واقع، خاشقجی پیراهن عثمانی شده که مخالفان ترامپ دست گرفته‌اند تا او را سرنگون کنند. آنها که از موضوع دخالت روس‌ها در انتخابات به نفع ترامپ طرفی نبسته‌اند، در این موضوع محکم ایستاده و حاضر به یک گام عقب‌نشینی هم نیستند. آنها به خوبی می‌دانند که بالاخره ترامپ یا بن سلمان تحت این فشارها خطا خواهند کرد و این همان هدفی است که به باور من آنها دنبال می‌کنند.

اینکه سوزان رایس به صراحت خواستار برکناری بن سلمان شده، جالب است: « با نگاه به آینده، واشنگتن باید خطرات برای منافع کشورمان را کاهش دهد. ما نباید روابط مهم‌مان با عربستان را قطع کنیم اما باید برای همگان کاملا مشخص کنیم مادامی که محمد بن سلمان به استفاده از قدرت نامحدودش ادامه می‌دهد، کسب و کار و تجارت با ریاض نمی‌تواند مثل همیشه ادامه داشته باشد. سیاست آمریکا با همراهی متحدانمان باید این باشد که به منظور اعمال فشار بیشتر بر خاندان سلطنتی عربستان برای یافتن جایگزین باثبات‌تری برای بن سلمان، او را کنار بگذاریم.» این موضوع یک پیام مهم برای بعد از انتخابات هم دارد و آن نیز درخواست از کنگره برای ورود به این موضوع است. ترامپ هر چه بیشتر مقاومت کند، شک و شبهه امریکایی‌ها در مورد ارتباط داشتنش با مرگ خاشقجی برایش گران تمام خواهد شد، حالا او باید انتخاب کند، هر چند که این انتخاب در هر شکل از او یک بازنده خواهد ساخت.

یک نکته دیگر هم این وسط قابل توجه است، آن نیز نفع احتمالی است که مردم یمن ممکن است از این اقدام ببرند. رایس و سایر هم‌فکران او به خوبی می‌دانند که ترامپ و اطرافیان او بیش از همه از معاملات تسلیحاتی و جنگ در یمن سود می‌کنند. من آمار دقیقی از میزان سهام خانواده ترامپ در لاکهید مارتین، بوئینگ، جنرال داینامیکز، گرومن، ریتون و ... ده‌ها کمپانی سازنده سلاح امریکایی که در عربستان فعال هستند، ندارم، اما وقتی مشاور پیشین اوباما می‌گوید باید جنگ یمن به پایان برسد، به این نتیجه قطعی می‌رسم که آنها بیش از ما می‌دانند که علاوه بر سود سهام، ممکن است پورسانت‌هایی که این وسط داد و ستد شود، تا چه اندازه بوده است. همه به خوبی می‌دانند که فقط قرارداد خرید سامانه پدافندی تاد از کمپانی ریتون عدد بزرگ 12 میلیارد دلار را شامل می‌شود، از همین‌رو رایس می‌نویسد:

«گام بعدی این است که باید تمامی حمایت نظامی خود را از کمپین غلط یمن متوقف کنیم و سعودی‌ها را تحت فشار بگذاریم تا بر اساس مذاکرات به یک توافق دست یابند. باید سریعا تمامی فروش‌های تسلیحاتی آمریکا به عربستان را به حالت تعلیق درآوریم و یک تجدیدنظر جامع و دقیق در خصوص هرگونه ارسال سلاح در آینده به این کشور انجام دهیم. همچنین همه قراردادهای فروش تسلیحات به جز آنهایی که طی مشاوره متعدد با کنگره تعیین می‌شوند را متوقف کنیم تا منافع امنیت ملی آمریکا را افزایش دهیم.» او در پایان می‌نویسد: «ما باید امتیاز بخشیدن به روابط جارد کوشنر، داماد و مشاور ارشد ترامپ با ولیعهد سعودی را متوقف کرده و در نهایت جایگاه خالی سفارت آمریکا در عربستان را پر کنیم تا طیف وسیع‌تری از مقامات ارشد سعودی ارتباط داشته باشیم. شیفتگی توضیح‌ناپذیر ترامپ به بن سلمان باید پایان یابد و او باید سیاست‌های آمریکا در قبال عربستان را مجددا تنظیم کند تا در راستای منافع ملی‌مان باشد نه به نفع منافع شخصی او یا منافع شخصی بن سلمان.»

 


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما