نشست تهران و قدرت شلیک

نشست سه سران جانبه ایران، روسیه و ترکیه در تهران از آن دست نشست‌هایی است که باید سرنوشت یک منطقه با آن مشخص شود. شاید برخی بر این ادعا و باور باشند که از آن رو که در نشست تهران قرار است تکلیف استان ادلب و سایر مناطقی که

تروریست‌های چند ملیتی در آن حضور دارند مشخص شود و این خود عامل و باعث کشته شدن ده‌ها هزار نفر خواهد شد، برگزاری این نشست می‌تواند برای ایران نکته‌ای منفی باشد. اما همه می‌دانند که تا پایان جنگ با تروریسم زمان زیادی مانده و باید دید پس از تعیین تکلیف شمال غرب سوریه، متحدین چه تعاملی با طرف امریکایی خواهند کرد.

در طول روزهای گذشته، تهدیدهای مقامات امریکایی علیه متحدین بیشتر شده و هشدار می‌دهند که عملیات در ادلب ممکن است پیامدهای زیادی داشته باشد، این در حالی است که رسانه‌های امریکایی به نقل از منابعی در وزارتخارجه این کشور نوشته‌اند که روس‌ها به طرف امریکایی در مورد احتمال حمله به مراکز حضور نظامیان این کشور هشدار داده‌اند، نوع تعامل سران کاخ سفید با این هشدارها همواره مشخص است و آن نیز این است که هرگونه آسیب به نظامیان این کشور می‌تواند تبعات سنگینی به همراه داشته باشد. هنوز در صحت و سقم این خبر باید تشکیک کرد، هر چند شواهد حکایت از آن دارد که دولت سوریه می‌تواند در این زمینه اقدامات لازم را مبذول دارد.

در جنگ با تروریسم و گروه‌های مخالف، هر دولتی یا کشوری مختار است در چارچوب مرزهای خود اقدام کند، خود امریکایی‌ها هم می‌دانند که حضورشان در سوریه غیرقانونی است و موضوع مبارزه با تروریسم نیز هیچ مبنای عملی برای تداوم این حضور نیست. آنها سطح تهدید را جدی فرض کرده و به همین دلیل سامانه‌های پدافندی را در دو مرکز مهم حضور خود مستقر کرده‌اند. با این حال به‌نظر می‌‌رسد که دلیل تهدید امریکایی‌ها به حمله، بر این اصل باشد که در صورت هرگونه مداخله در عملیات آینده متحدین در شمال غرب سوریه و سنگ‌اندازی در این مسیر، احتمال هدف قرار گرفتن مراکزی که تروریست‌ها با آنها زندگی می‌کنند، زیاد است.

یکی از مهمترین مراکزی که گروه‌های مسلح تروریستی با نظامیان امریکایی در یک منطقه حضور دارند و توسط آنها آموزش داده می‌شوند و در طول هفته‌های گذشته شاهد تحرکات آنها به سمت مرکز سوریه در محور شهر تدمر بوده‌ایم، التنف است، جایی که می‌تواند مشروع‌ترین هدف برای یگان‌های موشکی سوریه برای هدف قرار دادن کسانی باشند که نسبت به حمله به شهرها و مراکز نظامی این کشور اقدام می‌کنند. با توجه به شرایط فعلی، باید گفت که اراده لازم میان محور ایران، روسیه و سوریه برای برخورد با هرگونه ماجراجویی امریکایی‌ها به وجود آمده و این اراده صرفا نیازمند نهایی شدن و قدرت شلیک است. قدرت شلیک آخرین میخ به تابوت امریکایی‌ها در سوریه خواهد بود.

نشست تهران، نشان داد که تهران و مسکو برای همراه کردن آنکارا از ابزارهای لازم برخوردار هستند. سران ترکیه به خوبی می‌دانند پازلی که در سال 2011 برای سوریه طراحی کردند، کاملا به هم ریخته است و آنها از بازی در قالب یک طراح، به مرحله انفعال رسیده‌اند. دولت آقای اردوغان به خوبی به این نکته واقف است که در اتحاد با امریکا هیچ وقت منافع ملی این کشور نه در سوریه و نه در هیچ نقطه‌ای از آسیای غربی تامین نخواهد شد، او نیازمند این است که بتواند با بازیگران جدید و قدرتمندی که استقلال در تصمیم‌گیری دارند از تشکیل یک دولت کردی که هدف نهایی امریکایی‌ها است، مقابله کند.

همراهی اردوغان با ایده تمامیت ارضی و استقلال سوریه، موید همین مطلب است. او نمی‌خواهد در تاریخ اخوان‌المسلمین به‌عنوان خائن شناخته شود، او چه بخواهد و چه نخواهد باید سه تا چهار میلیون سوریه‌ای را برای تاریخ نامشخصی میزبانی کند چرا که آنها در آینده سوریه هیچ جایگاهی ندارند. ترک‌ها از این واهمه دارند که مبادا ارتش سوریه به ادلب قانع نشده و ریف شمالی حلب را هم که در اشغال ارتش این کشور قرار دارد را مورد حمله قرار دهند، چرا که ترکیه می‌خواهد منطقه امنی در شمال سوریه داشته باشد تا آن سه تا چهار میلیون نفر فراری و وطن‌فروش سوریه‌ای را در آنجا مستقر کند و این هم با روح توافق تهران مبنی بر حفظ تمامیت ارضی سوریه در تناقض خواهد بود. تهران و مسکو در تلاش برای قانع کردن آنکارا هستند تا به این نتیجه مشخص برسد که ادامه وضع موجود و حمایت از تروریست‌ها و گروه‌های مسلح به هیچ عنوان به نفع آنها نخواهد بود و به همین دلیل هم در تهران به صورت مقدماتی با پیشنهاد خلع سلاح تروریست‌ها توسط اردوغان موافقت کردند.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما