قاعده بازی امریکا

آمریکا بر آن است تا سال 2025 حکومت جهانی خود را به هر شکلی که می‌تواند اعمال کند. آمریکایی‌ها از فردای فروپاشی بلوک شرق و با چند برابر کردن بودجه نظامی خود و همچنین سرعت بخشید به حاکمیت خود در حوزه اقتصاد جهانی در تلاش هستند تا پیش از سال موعود،

همه کشورهای به‌زعم آنها شرور و خارج از قاعده بازی را تنبیه و وادار به اطاعت کنند. در این رابطه البته امریکایی‌ها آنگونه که فکر می‌کرده‌اند شرایط برایشان پیش نرفته و همواره دچار نارسایی‌های شدیدی در این زمینه شده‌اند.

آنها در دهه 70 و 80 قرن گذشته در برابر توسعه‌طلبی کمونیسم، تقریبا به سمت اتحاد به چین رفته و همکاری‌های اقتصادی و نظامی بزرگی را با این کشور صورت دادند و چینی‌ها از این فرصت برای توسعه زیرساخت‌های اقتصادی خود نهایت بهره را بردند. امریکایی‌ها وقتی فهمیدند که در مورد چین چه کلاهی سرشان رفته که دیگر دیر شده بود، امروز چین بزرگ‌ترین و بالقوه‌ترین خطر برای حاکمیت جهانی واشنگتن به شمار می‌رود. چینی‌ها این روزها پس از امریکا تقریبا دومین قدرت دریایی جهان را شکل داده و با یک دستور کار مشخص پیش می‌روند. تولید ناخالص آنها بیش از امریکا شده و بر عکس امریکا که بدهکار است، هیچ بدهی خارجی ندارد.

علاوه بر چین، کشورهای دیگری نیز هستند که قرار نیست تابع امریکا باشند، اما فعلا سکوت را بر تقابل ترجیح داده‌اند. هند، روسیه، برزیل، افریقای جنوبی، ایران و حتی ترکیه را می‌توان در این فهرست وارد کرد. این کشورها در سطح جهان مدعی هستند و هر کدام در قالب یک اتحادیه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی با دیگری در ارتباط است. در همان یادداشت اگر اشتباه نکنم نوشتم که ترکیه به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد امریکا در میان کشورهای مذکور، تا قبل از سال 2025 از ناتو خارج خواهد شد و امریکا ناچار به تخلیه پایگاه اینجرلیک می‌شود. در مورد اروپایی‌ها و کلا کشورهای بلوک غرب یک اصطلاح داشتم که بر اساس آن امریکایی‌ها از آنها به‌عنوان پیاده‌نظام و یا همان مزدوران خود برای حکومت جهانی استفاده می‌کنند.

به‌نظر می‌رسد اروپایی‌ها نیز این را درک کرده‌اند و دنبال نظم جدیدی در سطح جهان هستند. در این مورد نمی‌توانم به قطعیت صحبت کنم، اما یک مساله‌ای وجود دارد که امریکایی‌ها را بسیار زجر می‌دهد. آنها برای حکومت جهانی خود ناچار به حضور در ایران و یا وجود یک حکومت دوست در تهران هستند، اگر این اتفاق روی ندهد، عملا طرح آنها شکست‌خورده است. به عبارت دیگر، ایران نقطه پیروزی برای امریکا در این طرح جاه‌طلبانه است. اینکه ترامپ برجام را نقض می‌کند، به این دلیل است که نمی‌توانست نتیجه دلخواه آنها را به دست دهد. طراحان امریکایی تسلیم ایران یا تغییر حکومت را در دستور کار قرار داده‌اند. آنچه به‌عنوان فشارهای این روزهای امریکا مشاهده می‌کنید، تقریبا در همین راستا قرار دارد.

امریکا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد به تنهایی هزینه تغییر در ایران را بپردازد، اگر یک حکومت دوست در تهران بر سر کار باشد، متحدان منطقه‌ای واشنگتن امور را مدیریت خواهند کرد، چه بسا رژیم متحد در تهران همان سیاست دوره پهلوی را در قبال واشینگتن در پیش بگیرد. در حالی که اسرائیل وظیفه کنترل کشورهای پیرامونی عرب خود را بر عهده دارد، ایران نیز باید حافظ منافع امریکا در خلیج فارس، افغانستان و مقابله با روسیه باشد. امریکا دوست ندارد در این منطقه هزینه سنگینی دهد و بهترین روش را در شرایط فعلی، مقابله و محاصره اقتصادی در نظر گرفته است. بعید هم هست که جنگی صورت بگیرد. نزدیکی تهران به آنکارا و همچنین هوشیاری در برابر چین می‌تواند نقطه عبور همه کشورها از این شرایط بسیار بحرانی باشد. به‌نظر می‌رسد که شرایط منطقه و جهان با توجه به سیاست‌های ترامپ و طرح‌های کشورگشایانه و آرماگدونی حاکم بر کاخ سفید بسیار پرتلاطم‌تر خواهد شد.

با این حال مشخص است که در این حلقه مخالفان امریکا، روسیه توانایی چندانی برای مقابله با امریکا را ندارد. اینکه این روزها اقتصادهای برزیل، هند، چین و حتی برخی از کشورهای اروپایی مانند اسپانیا از اقتصاد روسیه قدرتمندتر و یا کشوری مانند سوئد که فقط 10 میلیون نفر جمعیت دارند، اما یک سوم روسیه تولید ناخالص ملی دارند، می‌رساند که در این حلقه بیشتر متکی به چین خواهد بود. از همین‌رو، برخی از مقامات دولت ترامپ و استراتژیست‌های امریکایی تاکید دارند که اگر نشود چین را تا سال پنج سال آینده کنترل کرد، دیگر کنترل کردن آن بسیار سخت است و اینجاست که می‌شود فهمید فقط امریکا را باید ابتدا به شکل اقتصادی شکست داد و اگر در این مقوله پروزی به دست آمد، واشنگتن در سایر موارد کمر خم خواهد کرد.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما