شهریور داغ ادلب / بازی ترکیه چگونه خواهد بود

شهریور داغ ادلب فرارسیده و آنگونه که انتظار می‌رفت همزمان با نزدیک شدن حمله ارتش سوریه برای سرکوب گروه‌های مختلف تروریستی حاضر در این استان مباحث نظامی در مورد آینده سوریه و منطقه شدت گرفته است. همه از آماده‌باش نیروها در کشورهای مختلف می‌گویند. از

یک‌ سو ائتلاف حامی تروریسم امریکا، انگلیس و فرانسه بار دیگر عزم خود را برای انجام حملات موشکی به مراکز ارتش سوریه جزم کرده‌اند، فقط در این مانده‌اند که این بار دقیقا باید کجا را هدف قرار دهند و از سوی دیگر، نیروهای متحد و مقاومت در حال تدارک زیر ساخت‌های لازم برای مقابله با این حمله هستند. اما نکته اصلی و مهم اینجاست که واقعا چه اتفاقی قرار است روی دهد؟ بر آن هستیم در پست‌های متعدد با عنوان شهریور داغ ادلب، به بررسی مواضع کشورها و طرف‌های مختلف در این زمینه بپردازیم. بخش اول نوبت به ترکیه است!

ترکیه، کشوری که در طول هفت سال گذشته یکی از اصلی‌ترین و عمده‌ترین حامی گروهک‌های تروریستی در سوریه بوده، صدها هزار آواره سوری در این کشور به سر می‌برند که تقریبا دو سوم آنها را خانواده گروه‌های مختلف تروریستی تشکیل می‌دهند. در مورد نقش‌آفرینی ترکیه همه، تقریبا همه چیز را می‌دانند اما نکته اصلی این است که آنکارا در این شرایط فعلی قرار است چه نقشی بازی کند؟ همان گونه که در پست‌های قبل توضیح دادم، شرایط ترکیه برای عمل در صحنه سیاسی و نظامی سوریه اصلا مناسب نیست و تابع شرایط مختلفی است و تعیین کننده این شرایط هم خود ترک‌ها نیستند، بلکه آنها بخشی از بازی بوده و ناچار هستند در زمینی که برایشان تعریف شده، اقدام به بازی کنند. تحولات این روزهای ادلب به هیچ عنوان خوشایند سران آنکارا نیست، اما آنها به‌عنوان بخشی از بازی به حضور در صحنه سیاسی سوریه هستند.

همانگونه که در طول روزها و هفته‌های گذشته شاهد بوده‌ایم، آنکارا اقدام به گسیل بسیار زیاد نیرو و تجهیزات به سمت مناطق اشغالی و آلوده در شمال سوریه کرده است، انتقال این حجم از نیرو و تجهیزات در یک تحلیل اولیه جز برای شروع یک جنگ، هیچ اقدام عاقلانه‌ای نیست. همه شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که ارتش ترکیه توانایی مدیریت کردن هیچ جنگی را در عمق خاک سوریه با توجه به برتری هوایی و پدافندی نیروهای متحد ندارد و در شرایطی که این کشور به شدت از طرف امریکا تحت فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی است، اصولا هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند قبول کند کشوری با این شرایط بخواهد در کشوری دیگر وارد جنگ شود. اما چرا ترکیه دست به انتقال این حجم از تسلیحات مختلف به خاک سوریه زده است؟ چه اهدافی پشت این ماجرا نهفته و اصولا سهم ترک‌ها در شهریور داغ ادلب چیست؟

برای پاسخ به این سوال باید به بخشی از تصمیمات پشت پرده در خلال سفر چند هفته پیش وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه به مسکو و دیدار با رئیس‌جمهور روسیه و دیگر مقامات ارشد این کشور اشاره کرد. همه رفتارها و اقدامات آنکارا به آن سفر و همچنین سفر محرمانه برخی از مسوولان ایرانی و ترکیه‌ای به پایتخت‌های دو کشور در طول دو هفته گذشته باز می‌گردد. هر چند مشخص نیست که واقعا چه تصمیماتی اتخاذ شده، اما با الگوبرداری رفتاری از سیاسیون ترکیه می‌توان به نتایج جالبی رسید. حدود دو ماه پیش بود که برای نخستین بار قطری‌ها در یک چرخش آشکار، گروهک جبهه النصره را یک سازمان تروریستی شناخته و تعهد کردند که دیگر به این گروهک کمک نکنند (حالا شما باور نکنید) درست دو ماه پس از این حادثه، روز جمعه نوبت به آنکارا رسید تا دست به چنین حرکتی بزند.

به‌نظر می‌رسد که یکی از خروجی‌های سفرها و دیدارهای اخیر در منطقه، تروریستی خواندن گروهک جبهه النصره توسط آنکارا است. این اقدام هر چند که از درست دو سه ماه پیش احساس می‌شد، اما اعلام رسمی آن، می‌تواند شروع مرحله‌ای جدید در شهریور داغ ادلب باشد. ترک‌ها که به استعداد دو تا سه لشکر نیرو و تجهیزات به شمال سوریه گسیل کرده‌اند، اکنون در برابر انتخاب سختی قرار گرفته و پس از تروریستی نامیدن جبهه النصره، عملا نباید کمکی به آن کنند. حالا اینکه این حجم از نیرو به چه دلیل در شمال سوریه حضور دارد، همانگونه که پیش از ای گفته شد، شاید در وهله اول برای نشان دادن مخالفت با حمله به مواضع گروهک‌های مختلف در این منطقه باشد، اما واقعیت‌های دیگری هم پشت این قضیه نهفته است که نمی‌شود به سادگی از کنار آن گذشت. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که شاید ترکیه به‌عنوان بخشی از نیروهای متحد با جبهه النصره وارد جنگ شود!!

 


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما