روسیه ستیزی منورالفکرها

چند ماهی است که فضای مجازی و حقیقی کشور ما از یک موضوع عجیب و قابل توجه لبریز شده و آن نیز روسیه ستیزی است! موضوعی که به نظر می‌رسد پشت آن هیچ آگاهی دقیقی از شرایط موجود وجود ندارد و عملاً بازی در یک پازل تعریف شده

توسط دشمنان ایران و رقبای روسیه است تا افکار عمومی ایران را به سمت مخالفت با خرس شمالی سوق دهند. این موضوع آنچنان بغرنج و عجیب شده که متاسفانه برخی از افراد شناخته شده تا نمایندگان مجلس و حتی برخی از مسوولان عالیرتبه نیز به صورت آشکار و پنهان روسیه ستیزی را سرلوحه کار خود قرار داده و با همنوایی با آمریکا و انگلیس درصدد هستند به هر شکل ممکن با فشار از درون، هیئت حاکمه ایران را از همکاری و همراهی با روسیه باز دارند.

این دوستان در مطالب و موارد گوناگونی که مکتوب کرده یا به صورت شفاهی در محافل مختلف نقل می‌کنند روسیه را کشوری نمک نشناس نامطمئن، فرصت‌طلب و سوء استفاده‌گر از موقعیت برای رسیدن به اهداف خود برشمرده و تلاش دارند تا از این خرس شمالی یک دیو سیاه ترسیم کنند که اگر در مقابل آن به پا خیزیم دیر یا زود ایران را خواهد بلعید. در طول این چند وقت بسیاری تحلیل‌گر سیاسی و راهبردی شده و خواستار قطع همکاری ایران و روسیه هستند بدون آنکه واقعا خودشان بدانند که چه می‌خواهند و اصولاً پشت پرده سیاست چه خبر است و آنها که اینگونه تحلیل می‌کنند دقیقاً کجای موضوع قرار دارند.

بنده نیز به‌عنوان یک روزنامه‌نگار که سابقه نزدیک به دو دهه نوشتن دارد و در ضمن تاریخ نیز خوانده ام بر این باورم که نه تنها روسیه قابل اعتماد نیست بلکه در دنیای امروز هیچ کشوری قابل اعتماد نیست و اعتماد صرفاً با تکیه بر توانایی‌های ملی و تولید قدرت از درون کشور است که باعث مقاومت در برابر هر دشمنی می‌گردد، با قدرت داخلی است که می‌توان دشمنان بزرگ‌تر را هم به کرنش وادار کرد و با آن به تعامل نشست!

اصل مطرح شده در سیاست این است که کسی پیروز میدان خواهد بود که زمان‌‌شناس، فرصت‌طلب، هوشیار و زرنگ باشد تا بتواند در دنیای امروز مو را از ماست بیرون بکشد. شک نداشته باشید هیچکس دلش برای ما ایرانی جماعت نسوخته است و کافی است اندکی به محیط پیرامونی خودمان نگاه کنیم تا به این موضوع پی ببریم.

این روزها کافی است در میان قشر روشنفکر و بقول قدیمی‌ها منورالفکر ایرانی چرخی بزنید تا متوجه شوید که آنها چه می‌گویند، به باور آنها حکومت ایران در حال باج دادن به روسیه است! روس‌ها هر چه بود را با خود برده‌اند و چیزی باقی نمانده است! اما از آن‌ها بپرسید که دقیقا ما چه باجی به روس‌ها داده‌ایم؟ و آنها که چه چیزی را از کجا برده‌ا‌ند؟ اگر احدی از این افراد مدعی پاسخ قانع‌کننده‌ای به این دو سوال داد آن وقت مشخص است که حرف آنها از روی عقل و تدبیر است نه از روی غرض و تقصیر!! توضیح بخواهید که روس‌ها عرضه چه کاری را دارند؟ نفت می‌خواهند یا گاز؟ منابع معدنی می‌خواهند یا صنعت پیشرفته‌ای داریم که بخواهند از ما دزدی کنند؟ آنها می‌گویند روسیه در سوریه به ایران خنجر می‌زند! شماها تا دیروز که می‌گفتید ایران باید از سوریه بیرون بیاید، حالا به فکر خنجر افتادید؟ متاسفانه این گروه با افتادن در بازی روانی و رسانه‌ای دشمنان ایران و رقبای روسیه در صدد آن هستند تا روابط دو کشور را به نابودی بکشند.

این افراد که به باور بنده حتی الفبای سیاست را هم نمی‌دانند صرفا می‌خواهند در میان موج روسیه ستیزی در ایران آنها نیز حرفی زده باشند تا همرنگ جماعت گردند!! اما روسها هر چقدر هم که بد و نامرد باشند و اهل خیانت، این وظیفه ما به‌عنوان یک کشور است که مراقب باشیم تا نه بدی از آنها ببینیم نه نامردی و نه اجازه دهیم که به ما خیانت کنند. اگر قرار بر بدی، نامردی و خیانت باشد، هیچ کشوری این روزها به اندازه امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی و سعودی این کار را نمی‌کنند. این گروه شاهد از قلب تاریخ می‌آورند که روسیه تزاری، شوروی کمونیستی و روسیه پوتین از پشت به ایران خنجر زده‌اند! اما آنها نمی‌آیند از قلب تاریخ رفتارهای ددمنشانه و حیوان‌گونه انگلیسی‌ها علیه ملت ایران در طول تاریخ را بنویسند که چگونه ظرف کمتر از سه سال ۱۱ میلیون ایرانی را با ایجاد قحطی مصنوعی کشتند، با فشار سیاسی بر ایران و ایرانی قراردادهای ظالمانه تحمیل کردند، حکومت‌ها را عوض کرده و با ایجاد شورش‌های داخلی کشور را به مرز نابودی کشاندند... من واقعا از این موضوع تعجب می‌کنم که چرا این‌ها که این همه تاریخ‌شان خوب است و بلدند از دزدی بنویسند، از غارت نفت ایران توسط انگلیسی‌ها نمی‌نویسند؟

جنگ روانی دشمن تا جایی پیش رفته که اگر وارد مغازه‌ای هم شوید، با شناختی که از مَنِ نوعی دارند می‌گویند که روسیه ایران را لیسید و برد!! و بعد که می‌پرسم دقیقا چه چیزی و از کجا؟ گنگ می‌شوند و می‌گویند نمی‌دانیم! آنهایی که نگران نامردی روسیه علیه ایران در سوریه هستند، یادشان باشد که هنوز مستندات مخالفت آنها با حضور کشورمان در سوریه وجود دارد، پس بگذارید روس‌ها به ما نامردی کنند تا شما لااقل به خواسته‌اتان برسید. شترسواری معمولا دولادولا نمی‌شود. امریکا، انگلیس، رژیم صیهونیستی و سعودی همه تلاش‌شان این است که ایران را از سوریه خارج کنند، حتی امریکایی‌ها خارج شدنشان از این کشور را منوط و مشروط به خروج ایران از سوریه کرده‌اند! اما این طرف‌ها با همه فشاری که وارد کرده و می‌کنند تاکنون به خواسته خود نرسیده‌اند و به همین دلیل به سراغ افکار عمومی ایران آمده تا اینگونه وانمود کنند که بله، روسیه در حال نامردی علیه ایران در سوریه است و اصولا ایران نباید به روس‌ها اعتماد کرده و با آنها همکاری کند!!

یکی نیست از گنگ‌های خواب‌دیده که  حتی خودشان نمی‌توانند حرف بزنند، بپرسد شما را چه به اینکه بخواهید تعبیر خواب دشمنان ایران را کنید؟ ایران و روسیه در سوریه همکاری کردند و اگر نبود حضور روس‌ها امروز ما به جای 400 شهیدی که در راه منافع ملی و دینی خود در سوریه تقدیم کردیم، باید این عدد را به بالای 20هزار شهید و زخمی تنظیم می‌کردیم و آیا آن وقت همین «گنگ‌های خواب‌دیده» امان‌مان می‌دادند و با نوشته‌های هشت‌الهفت خود با کلمات گلوله‌باران‌مان نمی‌کردند؟ روس‌ها نگران حضور خود در سوریه هستند، ما هیچ نگرانی از حضورمان نداریم که کسی بخواهد به آن خنجر بزند، ما نه پایگاه رسمی آنجا داریم و نه تجهیزات آشکاری، اما میدان نبرد سوریه جایی بود که ما بسیاری از مسائل راهبردی در حوزه نظامی را از روس‌ها یاد گرفتیم و برای سال‌های آینده نزد خود نگه خواهیم داشت. وقتی رژیم صهیونیستی هواپیمای جاسوسی و شنود روس‌ها را در آسمان مدیترانه هدف قرار می‌دهد و بعد می‌گوید تقصیر ایران بود که ما این هواپیما را زدیم، به‌ نظر شما این موضع‌گیری رژیم صهیونیستی چه تفاوتی با تحلیل‌گران!! و نخبگانی! دارد که این طرح‌ها می‌نویسند؟

در پایان باید گفت که عرصه شطرنج سیاست آن اندازه پیچیده و درهم است که برای پی بردن به ابعاد مختلف و زوایای آشکار و پنهان آن باید هم علم کافی داشت و هم حلم وافی. کسانی که از نامردی روس‌ها می‌گویند، به زبان بی‌زبانی می‌گویند که ما مقامات بی‌عرضه‌ای داریم. در حوزه رسانه‌ای هم که تقریبا زیر خط فقر نه تنها حرکت می‌کنیم، که در حال دویدن هستیم و خدا می‌داند که به هیچ جا نخواهیم رسید. من هم به روس‌ها هیچ اعتمادی ندارم، اما در عرصه سیاست باید با همه تعامل کرد. من اگر به جای مقامات غرب‌زده ایران بودم که همچنان نگاه‌شان به دهان غربی‌ها است، با کشورهای در حال توسعه مانند چین، هند، اندونزی، مالزی، افریقای جنوبی، برزیل و همین ترکیه‌ای که به غیر از نامردی در سوریه چیزی از مقامات آن ندیده‌ایم، روابط راهبردی برقرار کرده و تفاهمات و تعاملات گسترده تجاری برگزار می‌کردم. آن وقت ملاحظه می‌کردید که چگونه غربی‌های مدعی هروله کنان به سمت ما می‌آمدند.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما