راهبرد ایران در قبال مرگ خاشقجی / قسمت 1 و 2

این سوال را شاید خیلی از مردم از خود بپرسند که چرا مقامات تهران که دشمنی دیرینه‌ای با آل سعود دارند، در برابر کشته شدن جمال خاشقجی سکوت اختیار کرده و کمتر به آن می‌پردازند و به قولی اصلا هیچ اشاره‌ای به آن نمی‌کنند و صدایی هم از کسی در

نمی‌آید. در پاسخ به این سوال در طول نزدیک به 10 روزی که از این ماجرا می‌گذرد، بسیاری وارد عرصه شده و مواردی را مطرح کرده‌اند. مثلا یکی از حضرات نوشته که ایران می‌خواهد به عربستان ثابت کند که کشورهای غربی دوستان خوبی نیستند و در وقت تنگی و عسرت پشت آدم را خالی می‌کنند!! این آقایان یا رابطه ریاض واشنگتن و به‌ویژه رابطه بن سلمان و ترامپ و خانواده‌اش را نمی‌دانند یا اینکه فکر می‌کنند سعودی‌ها پس از این تشرها و فشارها امریکا را ول کرده و رقیب منطقه‌ای خود را می‌چسپند، این سطحی تحلیلی بود که خواندم و البته موارد دیگری هم داشت، مانند اینکه چون ایران خودش کلی روزنامه‌نگار رو زندانی کرده و به گفته ایشون سربه‌نیست!! پس سکوت کرده تا فشاری به ایران نیاید!!!

اما به‌نظر می‌رسد سیاست سکوت ایران در این ماجرا بسیار عمیق‌تر از آن چیزی است که در این جایگاه بخواهد تفسیر شود. واقعیت‌های میدانی در عرصه سیاست و روابط دو و چند جانبه و همچنین تحولاتی که ما شاهد آن در منطقه  هستیم همه و همه تهران را به سکوت و به قولی نشستن در تاریکی و نگاه به روشنایی ترغیب کرده است. آنچه در ادامه می‌آید، مختصری از آن چیزی است که شاید در تهران مقامات ارشد کشوری را وادار به سکوت در این زمینه کرده است. به قولی، هر کسی که این ایده را داده که در این ماجرا کسی حرفی نزند، باید دهانش را پر از طلا کرد، چرا که معمولا در کشور ما چون حرف برای گفتن کم است هر کسی از هر جایی برسد حرفی و نکته‌ای می‌گوید تا به قولی چیزی گفته باشد. در این یک مورد، خیلی خوب خط دهی و سیاستگزاری شده و باید تا روز موعود این رفتار و نگاه ادامه پیدا کند.

اختلافات میان تهران و ریاض آن اندازه عمیق شده که به عبور از تابوت بدون جنازه خاشقجی نمی‌توان آن را بهبود بخشید. واقعیت‌های رابطه ایران و عربستان بیش از آنکه معلول نگاه دو طرف باشد، ماهیتی فرامنطقه‌ای دارد. سعودی‌ها در اندیشه تبدیل شدن به حافظ منافع امریکا در منطقه و به زبان دیگر، تبدیل شدن به ژاندارم منطقه با حمایت مستقیم امریکایی‌ها هستند و در این زمینه آنها پس از روی کار آمدن سلمان بن عبدالعزیز و فرزند تمامیت‌خواهش نگاهشان را به این سمت بیشتر سوق داده و برای نخستین بار، از یک بازیگر نیابتی که پول پخش می‌کرد، به بازیگری عینی تبدیل شوند. در این بازیگری، هر جا که ایران از ابتدای انقلاب پا گذاشته بود، آنها نیز سعی در نفوذ و اثرگذاری کردند.

خاشقجی کسی نبود که ایران بخواهد برایش دلسوزی کند. نگاه ضدایرانی، ضدشیعی، حمایت محض از دشمنان ایران، بازی در زمین منافقین و حمایت از گروهک‌های تروریستی جدایی‌طلب و دمیدن به آتش اختلاف میان همسایگان با ایران و خلاصه هر اقدام ضدایرانی دیگر، از او یکی از ایران‌ستیزترین نویسندگان وابسته به دربار آل سعود ساخته بود. بنابراین در تهران کسی برای مرگش زاری نخواهد کرد، همانگونه که کسی شادی ایرانی‌ها در این مورد را هم به هیچ عنوان ندید. بنابراین مرگ خاشقجی بیش از آنکه موجب ناراحتی آنهایی که با روزنامه‌ نگاری سر و کار داشتند شود، با نوعی بهت و حیرت‌شان مواجه شد که چرا آل سعود دست به چنین اقدامی زده و عملا آنها یکی از زبان‌های گویایشان را به این فضاحت بریدند.

ایران می‌داند که امریکایی‌ها سیاست‌ها و روابط سعودی‌ها را چفت و بست می‌کنند و سران این کشور هیچ اختیاری در رفتارهای خارجی خود ندارند. در حوزه داخلی بن سلمان خواستار اختیارات تام شده بود و این اختیار را هم از پدر علیلش که دست چپ و راستش را تشخیص نمی‌دهد و به آلزایمر مبتلا است، کامل به دست گرفته است. گندهایی که پس از نشست اقتصادی سال گذشته موسوم به دافوس سعودی در ریاض شروع شد، با مرگ جمال خاشقجی به اوجش رسید. در ماجرای ربودن نخست‌وزیر لبنان و ده‌ها تن از افراد ثروتمند سعودی و حصر خانگی ده‌ها شاهزاده‌ای که پیش از این بخشی از مملکت در اختیارشان بود، امریکایی‌ها با دریافت حق السکوت عملا خفه شدند. بنابراین ایران به خوبی می‌داند که در این بازی نیز امریکایی‌ها اجازه فروپاشی و از دست خارج شدن عربستان به‌ عنوان یک منبع لایزال پول و نفت را نخواهند داد و به همین دلیل دنبال مسائل دیگری است، نه دوستی یا سرنگونی آل سعود.

با توجه به اشراف ایران به نوع نگاه و انتظار امریکا از رژیم سعودی در قبال خود، رفتارهای ایران در این بازه زمانی، بهره‌ برداری سریع از فضای ملتهب کنونی برای نیل به مقاصد کوتاه‌ مدت و میان‌ مدت خود است تا بر اساس آن داشته‌های بلند مدت را مدیریت کند. در این سیاست و نگاه، ایران با علم بر اینکه محمد بن سلمان آمر، بانی و باعث قتل خاشقجی است، و در حال حاضر کفتارها بر سر یک شغال به جان هم افتاده‌اند، می‌خواهد در این باغ وحشی که امریکایی‌ها درست کرده‌اند، هم شکار خود را انجام دهد و هم اینکه در این بین صیادی او دیده نشود. اینکه این موضوع چگونه روی خواهد داد، خود متضمن مواردی است که در ادامه توضیح خواهیم داد، اما توجه داشته باشید که در این فضای شکل‌ گرفته هر حرکتی باید با دقت طراحی و اجرا شود تا مبادا به جای سود نکرده، ضرر بیشتری متوجه کشور شود.

ایران انتظار دارد در فضای آشفته کنونی، بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای خود را با توجه به درگیری‌های داخلی آل سعود مدیریت کند. این پرونده‌ها عبارتند از:

الف؛ یمن. ولیعهد سعودی کسی است که شخصا فرمان حمله به یمن را صادر کرده و جنگ در این کشور را مدیریت مالی می‌کند، مدیریت نظامی بیشتر بر عهده مستشاران امریکایی و انگلیسی است، بنابراین هر گونه تغییر در ساختار سیاسی عربستان و هر اتفاقی که در این کشور روی دهد با کمترین میزان حرکت مثبت و منفی، اثرگذاری گسترده‌ای بر پرونده یمن و حمله ناجوانمردانه به این کشور خواهد داشت. مطرح شدن موضوع ترور خاشقجی، باعث شده بسیاری از مخالفان ترامپ در امریکا مساله نسل‌ کشی و جنگ ویرانگر سعودی اماراتی در یمن را هم مطرح کنند. در این فضای پر از تنش و نگرانی، ارتش سعودی نیز کارآیی اصلی خود در میدان نبرد را از دست خواهد داد، چرا که در داخل خانواده سلطنتی بیش از 90 درصد شاهزادگان و دولتی‌ها با این جنگ مخالف هستند.

ب؛ حمایت از گروه‌های تروریستی. محمد بن سلمان کسی است که به صراحت گفته بود که می‌خواهد جنگ را به داخل ایران بکشد. او پس از بندر بن سلطان از معدود افرادی است که از تفکر حمایت از گروهک‌های تروریستی علیه ایران حمایت می‌کند. حضور افسر اطلاعاتی سعودی در نشست تروریست‌های حدک و حدکا در کوی سنجق در شمال عراق و همچنین حمایت از گروهک‌های تروریستی در شرق ایران که در خاک پاکستان حضور و تردد دارند، نشان از آن دارد که بن سلمان عزمش را برای خرابکاری بیشتر در ایران جزم کرده است. هر چالشی که برای او در سطح قدرت در عربستان به وجود بیاید، باعث خواهد شد تا ایران در یک فضای تنفس بتواند حساب این گروهک‌ها را برسد. بدون شک اگر محمد بن سلمان شاه سعودی نشود، در همه موارد ایرانی‌ها برد تاریخی و بی‌نظیری خواهند کرد چرا که او مانند صدام هیچ وقت دوست ایران نخواهد شد.

پ؛ عراق. در عراق نیز ایران و عربستان درگیری گسترده و شدیدی دارند. هر چند دوستان ایران در عراق موفق شدند تا قدرت را قبضه کنند، اما با گیر افتادن بن سلمان، دوستان ایران در عراق فرصت بیشتری برای تنفس خواهند داشت.

ت؛ سوریه. سعودی‌ها نقش بی‌ بدیلی علیه ایران در سوریه داشته و دارند. مرگ خاشقجی و فضای فعلی باعث شده تا متحدین در سوریه کمترین تحرک را علیه تروریست‌ها در سوریه داشته باشند تا مبادا ترامپ و دار و دسته‌اش با ساخت یک سناریوی شیمیایی مرگ خاشقجی را به حاشیه ببرند.

ث؛ لبنان. نیازی نیست که گفته شود این بن سلمان بود که نخست‌وزیر لبنان را ربود و مدتی بازداشت کرد. نبود او باعث می‌شود دوستان ایران فضای بسیار بهتری برای مدیریت مسائل داخلی خود داشته باشند. کما اینکه تا چند روز آینده دولت لبنان در سایه درگیری‌ سعودی‌ها ترکیب خود را خواهد شناخت.

ج؛ مجمع‌الجزایر بحرین، سودان، توافق قرن، روابط با پاکستان هم از جمله مواردی است که با بحرانی شدن شرایط سیاسی در خاندان سعودی و جابجایی قدرت می‌تواند در یک فضای دیگری به نفع ایران مدیریت شود.

در این مجمل، روابط سعودی با رژیم صهیونیستی نقش بسیار برجسته‌ تری دارد چرا که بن سلمان با تهوری که در بیان و اتخاذ مواضع داشت بیشترین حمایت را از نزدیکی با رژیم صهیونیستی می‌کرد. او با تعهد به پایبندی به معامله قرن بود که توانست نظر مثبت خانواده ترامپ و لابی یهودی در اروپا و امریکا را به دست بیاورد. این حمایت بود که باعث شد تا او موفق شود دور اول داووس سعودی را سال 2017 در ریاض برگزار کند و حالا هم می‌خواست دور بعدی‌ آن را برگزار کند که مرگ خاشقجی همه بساطش را خراب و بسیاری گفتند که حاضر به شرکت در این نشست بزرگ و بی‌سابقه اقتصادی نیستند.

یکی دیگر از مهمترین انتظارات ایران در این شرایط نگاهش به تحریم نفتی کشور است. بن سلمان دو روز قبل از دستور به کشتن خاشقجی گفته بود که یک و نیم میلیون بشکه نفت ایران در بازار جهانی را جایگزین کرده است! او کسی بود که به‌جد دنبال این سیاست بود و هیچ فکری برای عواقب آن نمی‌کرد. در تهران همه امیدوار هستند که در این آشفته‌بازار سیاست، برخی از طرف‌هایی که با اطمینان نفت سعودی را می‌خریدند حالا جانب احتیاط را رعایت کنند، کما اینکه این انتظار وجود دارد که بهای نفت در صورت هر رویداد خارج از کنترل به بالای 100 دلار در شرایط فعلی برسد. بن سلمان به دلیل تعهدی که به دونالد ترامپ در مورد جایگزینی نفت ایران داده بود، حتی ممکن بود خطر درگیری با ایران را هم بخرد، چرا که او در این مورد به تعهدات طرف امریکایی اعتماد کرده بود. حالا ایرانی‌ها امیدوار هستند که موضوع کنترل و بازرسی کشتی‌ها و نفتکش‌ها در تنگه هرمز که از شهریورماه آمادگی کامل آن را پیدا کرده‌اند، هیچ وقت پیش نیاید.

بن سلمان به موضوع اصلی درگیری‌های داخلی در امریکا تبدیل شده است. در حال حاضر امریکایی‌ها نه به حب علی، که از بغض معاویه در حال دفاع از خاشقجی هستند. در یکی از یادداشت‌ها نوشتیم که امریکایی‌های مخالف ترامپ به‌شدت او را مورد حمله قرار می‌دهند و می‌خواهند بنیان‌های اقتصادی او را نابود کنند. هر گونه ورود به این ماجرا بیش از آنکه به نفع ایران باشد، ممکن است افکار را به سمت دیگری منحرف کند. درگیری سیاسی فعلی در امریکا در حمایت ترامپ از بن سلمانِ قاتل و آدمکش و مخالفانی که خاشقجی را پیراهن عثمان کرده و هر روز او را در رسانه‌های مختلفی که در کنترل دارند، علم می‌کنند یکی از امیدهای مهم ایران برای اثرگذاری بر انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر است. ناکامی ترامپ و جمهوری‌خواهان می‌تواند به نفع ایران باشد، هر چند در تهران بسیاری بر این باور هستند که شرط بندی روی این مسابقه اصولا عقلانی نیست.

رفتن بن سلمان از قدرت همانگونه که در بالا گفته شد، می‌تواند برای دهه‌ها صحنه سیاسی عربستان را از وجود فردی با توهمات صدام‌گونه خالی کند. ایران پس از سه دهه از دست همسایه دیوانه‌ای مانند صدام خلاصی پیدا کرد. رفتن محمد بن سلمان از عرصه قدرت به هر شکل ممکن می‌تواند با روی کار آمدن برادر و یا هر فرد دیگری که اصولا نگاه بهتر و مسالمت‌آمیزتری به مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی دارد فضای دو جانبه را تلطیف کند و در بدترین حالت ممکن هم می‌توان انتظار فروپاشی سلطنت در این کشور را داشت. پس از مرگ خاشقجی فضای بین‌المللی نسبت به دیکتاتوری آل‌سعود حساس‌تر شده و فعالان سیاسی مخالفِ این رژیم در کشورهای مختلف پس از مدت‌ها توانسته‌اند در شبکه‌های خبری عرض اندام کرده و خودی نشان دهند. این موضوع به‌شدت برای ریاض گران تمام خواهد شد چرا که آنها با هزینه‌های هنگفتی که از طریق همین جمال خاشقجی به رسانه‌های غربی می‌دادند مانع از ظهور و بروز آنها می‌شدند.

در پایان باید گفت که راهبرد ایران در سکوت در قبال مرگ جمال خاشقجی دستاوردهای بسیاری برای تهران خواهد داشت و هدف از این نوشته صرفا برشمردن برخی از این موارد بود. ایران همیشه از بهبود روابط با عربستان سعودی گفته است، اما انتظار ندارد که در این شرایط این روابط بهبود پیدا کند. ایران از این اتفاق به عنوان یک «امداد غیبی» که در آن دشمن بزرگ و ثروتمند منطقه‌ایش را درگیر خود کرده می‌خواهد نهایت بهره‌برداری را کند. زمان مشخص خواهد کرد که ایرانی‌ها در این مدت توانسته‌اند از چه میزان ظرفیت‌های خود در حوزه منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده کرده باشند. حالا سعودی‌ها که یکی از بزرگ‌ترین سنگ‌اندازان در روابط جهانی ایران و برجام بودند، به شدت درگیر خودشان هستند، حتی وزیر خارجه این کشور که 10 روزی است خبری از او در دست نیست نیز به باور بسیاری عوض شده است. من مرگ جمال خاشقجی در افزایش قدرت منطقه‌ای ایران را با حمله امریکا به عراق برابر می‌دانم چرا که هنوز مانده تا تبعات این رویداد برای همگان مشخص و روشن شود.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما