تنگ شدن عرصه بر ترکیه در ادلب

جنگ در ادلب بر اساس برنامه‌ریزی پیشین باید از دو تا سه هفته دیگر شروع شود، مقدمات جنگ به وسیله ارتش سوریه و نیروهای متحد صورت گرفته و همه منتظر آن هستند تا تصمیم‌گیران سیاسی و بازی‌های پشت پرده هم شروع شود تا آنگاه فلش‌های حمله خود را نشان دهند.

استان شمالی ادلب به همراه بخش‌هایی از استان‌های حلب و لاذقیه در اشغال ده‌ها گروهک تروریستی بزرگ و کوچک قرار دارد که این منطقه را به محل حکومت‌های کوچک خودمختار تبدیل کرده که این گروهک‌ها خود شامل ائتلاف‌های متعددی میان نحله‌های فکری حاضر در این منطقه است. با این حال، به‌نظر می‌رسد که این گروهک‌ها خود تصمیم‌گیرنده اصلی نبوده و نیستند و در واقع این اشغالگران ترکیه‌ای هستند که با نفوذ همه جانبه خود میزان ظهور و بروز هر یک را مشخص می‌کنند.

در طول گزارش‌ها و یادداشت‌هایی که از سال گذشته در مورد ادلب و سرنوشت گروه‌های مختلف حاضر در آن و همچنین سیاست آنکارا برای تداوم حضور در بیش از 8هزار کیلومتر مربع از بهترین زمین‌های زراعی و شهرهای راهبردی سوریه در شمال و شمال غرب این کشور، نوشتیم از همراهی و همگامی گروهک تروریستی جبهه النصره با سازمان امنیت ترکیه، میت روایت کردیم. ابومحمد الجولانی سرکرده گروهک جبهه النصره، از آبان سال گذشته که مرگ در فرودگاه الوضهور در حمله هوایی جنگنده‌های روس با اطلاع بهنگام ترک‌ها نجات پیدا کرد، به‌نوعی خود را مدیون هاکان فیدان می‌دانست و در راستای راهبرد سیاسی و نظامی آنکار فقط «هاراکیری» منجر نشد. اما باوجود همه خوش‌خدمتی‌های او، شواهد و قرائن حاکی از آن است که روال بر میل الجولانی و گروهکش سیر نمی‌کند.

این شواهد تاکید دارند که آنچه عردوغان بر سر داعش (با تمام نوکری که البغدادی برای او کرد) درآورد، اکنون در انتظار النصره است. هنگامی که ارتش متجاوز ترکیه با همراهی تروریست‌های ارتش آزاد وارد شمال شرق حلب شدند تا خود را به شهر الباب برسانند، البغدادی با این تصور که ترک‌ها نوار مرزی را می‌خواهند با ترک‌ها مماشات کرده و بدون هیچ درگیری جدی‌ای از بخش‌های بزرگی از این منطقه مانند شهر جرابلس و ده‌ها روستا و شهرک عقب‌نشنیی کرد. اما اردوغان شهر الباب و شاید بیشتر را هم می‌خواست و این باعث بروز جنگی شدید میان طرفین شد که باعث تلفات بزرگی در سازمان رزم ارتش ترکیه گردید. جولانی نیز دقیقا همین کار را کرد، عناصر تحت فرمانش ستون‌های نظامی ترکیه را به سمت مراکز کنترل بر آتش‌بس دوازده‌گانه‌ای که در سراسر استان‌های حلب، ادلب و لاذقیه پراکنده بود همراهی کردند، اما انگار امروز روز دیگری برای این گروهک است.

همین چند روز پیش بود که وزیر امور خارجه سوریه سفری کاری و با دستور مشخص به آنکارا داشت و در این سفر در دیدار با همتای ترکیه‌ای خود، نکات و مسائل مهمی را به وی ابلاغ کرد. سرگئی لاوروف خطاب به مولود چاووش اوغلو تاکید کرد که ارتش سوریه در برابر حملات و تحرکات جبهه النصره بیکار نخواهد نشست و بهتر آن است که «گروهک تروریستی جبهه النصره پاکسازی شود» این جمله آن اندازه روی وزیر خارجه ترکیه که این روزها کشورش دچار بحران اقتصادی عمیقی است اثرگذار بود که در پاسخ درخواست کرد که باید به زعم وی مخالفان مسلح میانه‌رو! با تروریست‌ها جدا شوند. این جمله اوغلو به تنهایی یعنی اینکه او پذیرفته است در این منطقه تروریست‌ها نیز حضور دارند، با این اوصاف او می‌خواهد آنکارا در سرنوشت جنگ در ادلب دخالت مستقیم داشته باشد و مسیر، آینده و میدان نبرد را مدیریت کند.

وزیر امور خارجه ترکیه همچنین خواستار این شده که جنگ در این مناطق باعث آسیب رساندن به امنیت ملی کشورش نشود!! البته او نگفت که چه کسی عامل، بانی و باعث به هم ریختگی در سوریه بود که اکنون آنکارا نگران این مساله باشد؟ آنکارا در صدد آن است که به هر شکل ممکن مانع از سرازیر شدن آواره‌ها به خاک خود گردد و همچنین بتواند مناطق خاص را به دور از جنگ نگه دارد. با این حال، مهمترین مساله در این میان است که ترکیه باید تکلیف خودش را به‌عنوان اصلی‌ترین و مهمترین حامی گروهک‌های تروریستی در شمال سوریه تعیین کند. اینکه آنکارا چگونه می‌خواهد علاوه بر جبهه النصره با سرنوشت بیش از 20هزار تروریست چند ملیتی و خانواده‌هایشان که در این منطقه حضور دارند تعامل کند، خود نکته‌ای است که سران این کشور ار در اضطرار بسیار شدیدی قرار داده است.


در این میان اما خبر می‌رسد که اتاق عملیات متحدین که در شمال حماه تشکیل شده است، در طول روزهای گذشته چند طرح را برای شروع نبرد در جنوب ادلب، سهل الغاب تا مناطق آلوده استان لاذقیه تدارک دیده است. تصمیم گیری سران سیاسی و نظامی سوریه به اطلاع مقامات ترکیه‌ای رسیده و آنها نیز این موضوع را به گروهک تروریستی جبهه النصره و سایر زیر شاخه‌های القاعده مانند حراس الدین که در منطقه جسرالشغور به سمت جنوب فعالیت می‌کنند رسانده‌اند. این موضوع باعث شده تا تروریست‌ها القاعده‌ای با صدور بیانیه‌هایی در طول روزهای گذشته از طریق شرعی‌های خود خواستار تداوم جهاد در راه خدا بشوند. این بیانیه‌ها پس از درخواست‌های ترکیه از جبهه النصره برای انحلال این گروهک است که آنکارا به این بهانه بتواند از آنها حمایت کند، صادر شد که به این معنی است که آنها مخالف انحلال خود بوده و این مشکلات بسیاری را برای ترک‌ها دست و پا کرده است.

از سوی دیگر، ارتش سوریه نیز در راستای عملیاتی کردن تهدیدات خود، بخش بزرگی از توان توپخانه‌ای و موشکی خود را از جنوب، مرکز و شرق کشور به منطقه ارسال کرده و بخش عمده‌ای از این توپخانه در شمال حماه مستقر شده‌اند. هدف اصلی ارتش سوریه برای نبرد در جنوب ادلب، سرکوب گروه‌های بسیار تندروی وابسته به القاعده است و ترک‌ها نیز از این نگرانی دارند که مبادا با شکست و فرار آنها به مناطق شمالی‌تر نظمی را که در طول ماه‌های گذشته تدارک دیده‌اند، نابوده شده ببینند. در درخواست ترکیه از سران جبهه النصره آمده که آنها می‌توانند به سایر گروه‌های مسلح در منطقه که عنوان تروریستی و جهادی ندارند، بپیوندند. این موضوع به یکی از مباحث جدلی در داخل این گروهک تبدیل شده است، هر چند به گفته منابع آگاه کادرهای اصلی جبهه النصره بر جنگ، به‌عنوان تنها راه حل تاکید دارند.

گفتنی آنکه این روزها جهادی‌ها دو بخش عمده دارند. یک بخش شامل تروریست‌های ترکستانی است که به صورت مستقیم از آنکارا حقوق می‌گیرند و بدون شک بخش عمده آنها تابع نظر «میت» هستند و در طول روزهای آینده شاهد نقل مکان کردن باقیمانده آنها از شمال ادلب به سمت شمال حلب و مناطق تحت اشغال ترک‌ها خواهیم بود. بخش دیگر شامل حراس الدین است، جریان بسیار تندرویی که بخش عمده‌ای از آنها را تروریست‌های گروهک جندالاقصی تشکیل می‌دهند که پس از شکست داعش در شرق حماه و منطقه عقیربات دوباره به مامن اصلی خود یعنی جسرالشغور بازگشته و بدون آنکه با جبهه‌النصره بیعت کنند، به‌عنوان نوک پیکان حملات در شمال حماه حضور یافته و بارها به خطوط دفاعی ارتش سوریه در این منطقه حملات خونینی کرده‌اند. اعضای حراس الدین که برخی از تندروهای سایر گروهک‌ها نیز در طول ماه‌های گذشته به آن پیوسته‌اند به صورت مستقیم از طرف کویتی‌ها تغذیه شده و حاضر به پذیرش درخواست طرف ترکیه‌ای نشده‌اند.

آنچه مشخص است، جبهه النصره و سایر گروهک‌های جهادی و غیر سوری حاضر در منطقه که درخواست ترکیه را برای تحویل سلاح سنگین و انحلال خود نپذیرفته‌اند، از آنکارا یک درخواست را داشته و دارند که به گفته برخی از منابع مطلع آنکارا با آن موافقت کرده است. آنها از طریق واسطه‌ها علاوه بر درخواست سلاح و مهمات کافی، خواستار باز بودن مسیر انتقال مجروحان جنگی به داخل خاک ترکیه و یا مناطق تحت اشغال ارتش این کشور در شمال سوریه شده‌اند. دیگر درخواست آنها، باز کردن مسیرهای از پیش تعیین شده برای عقب‌نشینی این گروهک‌ها به سمت مناطق کوهستانی و صعب العبور جبل الاکراد و جبل الزاویه است. بخش‌هایی از این گروه‌ها در طول ماه‌های گذشته مواضع بسیاری را در این مناطق کوهستانی برای نبردهای آینده با تجربه از جنگ در شمال استان لاذقیه تدارک دیده‌اند. نکته جالب ماجرا، فرماندهی این مناطق عموما دست افرادی است که سابقه حضور در مناطق کوهستانی افغانستان را دارند.

نیروی هوایی روسیه و سوریه با همراهی یگان‌های توپخانه‌ای و موشکی ارتش سوریه در طول روزهای گذشته آتشباری‌های موضعی بسیار سنگینی را علیه اهداف مختلفی در مناطق تحت اشغال تروریست‌ها صورت داده‌اند. اجرای این آتشباری تا آنجا دقیق بود که در جسرالشغور تروریست‌ها شروع به دستگیری گروهی از افراد به بهانه جاسوسی برای ارتش سوریه کردند. آنها از این نگران هستند که در طول ماه‌های گذشته و با کوچاندن ده‌ها هزار نفر به مناطق آلوده شمالی، ستون پنجم ارتش و سازمان اطلاعات سوریه نیز وارد این مناطق شده‌اند که بدون شک نیز اینگونه است. از این‌رو، هر گونه عملیات آینده ارتش سوریه در این مناطق وضعیت را روی زمین و نقشه به سرعت تغییر خواهد داد و این نکته‌ای است که هم آنکارا می‌داند و هم همه گروهک‌های تروریستی.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما